تبليغاتX
شراب تلخ
آیین عشق بازی دنیا عوض شده

 

یوسف عوض شده زلیخا عوض شده

 

 

سر همچنان به سجده فرو برده ام ولی

 

در عشق سالها است که فتوا عوض شده

 

 

خو کن به قایقت که به ساحل نمی رسیم

 

خو کن که جای سا حل و در یا عوض شده

 

 

آن باوفا کبوتر جلدی که پر کشید

 

اکنون به خانه آمده اما عوض شده

 

 

حق داشتی مرا نشناسی به هرطریق

 

من همچنان همانم و دنیا عوض شده

 

 

نوشته شده در شنبه 24 اردیبهشت1390ساعت 1:32 توسط parsa| |
 "پنج وارونه چه معنی دارد؟"

 

خواهر کوچکم از من پرسید


 

من به او خندیدم.

 


کمی آزرده وحیرت زده گفت:

 


"روی دیوار و درختان دیدم!"

 


باز هم خندیدم. گفت:

 


"دیروز خودم دیدم، مهران پسر همسایه

 


پنج وارونه به مینو می داد."

 


آن قدر خنده برم داشت، که طفلک ترسید.

 


بغلش کردم و بوسیدم و با خود گفتم:

 


"بعدها، وقتی باریدن بی وقفه ی درد،

 


سقف کوتاه دلت را خم کرد،

 


بی گمان می فهمی

 


پنج وارونه چه معنی دارد."

 


رفت و سیبی آورد، نصف کردیم.

 


دمی خیره بر آن نیمه به نجوا می گفت:

 


" نکند یعنی... یعنی...همین نیمه سیب؟ "

 


تن آن نیمه، تب خواهش بود.

 


گاز زد.

 


خنده ی لبهای خدا را چیدم.

 


خیره بر نیمه ی گندیده ی خود، خندیدم.


نوشته شده در یکشنبه 25 اردیبهشت1390ساعت 20:5 توسط parsa| |
ای همهمه ناز!

 

ای خلوت اهام!

 

 

ای ماه دل افروز

 

ای شام سیه فام

 

 

خورشیدم و خاموش

 

دریایم و آرام

 

 

چشمی که جدا ماند

 

از شاخه بادام

نوشته شده در یکشنبه 25 اردیبهشت1390ساعت 19:56 توسط parsa| |
هر جا بهاری در کفن شد،شد! مبارک باد

 

هر جا نسیمی بی وطن شد،شد! مبارک باد

 

 

مستی اگر پیمانه ای را بشکند خیر است

 

ساقی اگر پیمان شکن شد شد! مبارک باد

 

 

فرمود صید آهوان مست شیرین است

 

وقت دویدنهای من شد!شد مبارک باد

 

 

جایی که دل آتش بگیرد جای ماندن نیست

 

وقت فرار از خویشتن شد!شد مبارک باد

 

 

آتشفشانی تازه در راه است؛آیا کوه

 

آماده عاشق شدن شد؟ شد! مبارک باد

نوشته شده در یکشنبه 25 اردیبهشت1390ساعت 19:49 توسط parsa| |